get one's foot in the door
/ɡɛt wʌnz fʊt ɪn ðə dɔr/
phrase (عبارت)informal
عبارت — راه ورود پیدا کردن
راه ورود پیدا کردناولین فرصت را به دست آوردن
اولین فرصت برای ورود به یک شغل یا سازمان را به دست آوردن
to gain an initial opportunity in a career or organization
«کارآموزی راه ورود او را باز کرد.»
“An internship got her foot in the door.”
«او میخواهد راهی برای ورود به آن شرکت پیدا کند.»
“He wants to get his foot in the door at the firm.”