get one's priorities straight

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

get one's pri·or·i·ties straight/ɡɛt wʌnz praɪˈɔrətiz streɪt/
phrase (عبارت)common

عبارت — اولویت‌ها را مرتب کردن

اولویت‌ها را مرتب کردناولویت‌ها را درست تعیین کردن

فهمیدن که چه چیزی مهم‌تر است و بر همان اساس عمل کردن.

To decide what is most important and act accordingly.

«پیش از خرج کردن، اولویت‌هایت را مرتب کن.»

Get your priorities straight before you spend money.

«او بالاخره اولویت‌هایش را درست تعیین کرد.»

He finally got his priorities straight.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000