get out of here
/ɡɛt aʊt əv hɪr/
1phrase (عبارت)informal
عبارت — از اینجا برو
از اینجا بروگمشو
برای اینکه با لحن تند به کسی بگویند برود.
Used to tell someone forcefully to leave.
«از اینجا برو و تنهایم بگذار.»
“Get out of here and leave me alone.”
«او به او گفت از اینجا برود.»
“She told him to get out of here.”
2interjection (حرف ندا)informal
حرف ندا — نه بابا!
نه بابا!جدی میگی؟
برای نشان دادن تعجب یا باور نکردن یک حرف به کار میرود.
Used to express surprise or disbelief.
«نه بابا! تو آن بازیگر را دیدی؟»
“Get out of here! You met the actor?”
«جدی میگی؟ این نمیتواند درست باشد.»
“Get out of here, that cannot be true.”