get out of here

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ɡɛt aʊt əv hɪr/
1phrase (عبارت)informal

عبارت — از اینجا برو

از اینجا بروگمشو

برای این‌که با لحن تند به کسی بگویند برود.

Used to tell someone forcefully to leave.

«از اینجا برو و تنهایم بگذار.»

Get out of here and leave me alone.

«او به او گفت از اینجا برود.»

She told him to get out of here.

2interjection (حرف ندا)informal

حرف ندا — نه بابا!

نه بابا!جدی می‌گی؟

برای نشان دادن تعجب یا باور نکردن یک حرف به کار می‌رود.

Used to express surprise or disbelief.

«نه بابا! تو آن بازیگر را دیدی؟»

Get out of here! You met the actor?

«جدی می‌گی؟ این نمی‌تواند درست باشد.»

Get out of here, that cannot be true.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000