get stuck in
/ɡɛt stʌk ɪn/
phrasal verb (فعل عبارتی)informal
فعل عبارتی — با اشتیاق شروع کردن
با اشتیاق شروع کردندستبهکار شدن
با اشتیاق و انرژی شروع به انجام دادن چیزی کردن
to start doing something eagerly and energetically
«با انرژی شروع کن و به ما کمک کن.»
“Get stuck in and help us.”
«بچهها فوراً با اشتیاق شروع کردند.»
“The children got stuck in immediately.”