get wind of

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ɡɛt wɪnd əv/
phrase (عبارت)informal

عبارت — بو بردن

بو بردناز چیزی باخبر شدن

از چیزی، اغلب پیش از علنی شدنش، خبر پیدا کردن است.

To hear about or discover something, often before it becomes public.

«رسانه‌ها از ادغام باخبر شدند.»

The press got wind of the merger.

«نگذار از برنامه‌هایمان بو ببرند.»

Do not let them get wind of our plans.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000