در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
آزادانه روی لولای گیمبال حرکت یا نوسان کردن.
To move or swing freely on a gimbal.
«دستگاه برای حفظ تعادل تاب خورد.»
“The device gimbled to keep balance.”
«قطبنما در حرکت کشتی به نوسان درآمد.»
“The compass gimbled in the ship's motion.”