gip

/ɡɪp/
verb (فعل)informalpast (گذشته): gippedpast participle (مفعولی): gipped-ing (حال): gipping3rd (سوم): gips

فعل — کلاه گذاشتن

کلاه گذاشتنفریب دادن

فریفتن یا کلاه‌برداری کردن، به ویژه با گرفتن پول به صورت ناعادلانه.

To cheat or swindle someone, especially by asking for money unfairly.

«او با گرفتن دو برابر قیمت‌ها گردشگران را فریب داد.»

He gipped the tourists by charging double prices.

«اجازه نده هیچ کس در بازار تو را کلاه بگذارد.»

Don't let anyone gip you at the market.

تفاوت با واژه‌های مشابه
cheatکلاه گذاشتن

رایج. وقتی به معنی فریب مالی است تقریباً همیشه جایگزین gip می‌شود.

Common. Generally interchangeable when meaning to deceive someone financially.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000