glans

/ɡlænz/
1noun (اسم)technicalplural (جمع): glanses

اسم — سرنره

سرنرهحشفه

سر مخروطی یا گرد آلت تناسلی یا کلیتوریس.

The conical or rounded head of the penis or clitoris.

«سرنره به لمس بسیار حساس است.»

The glans is highly sensitive to touch.

«رعایت بهداشت سرنره برای سلامتی مهم است.»

Hygiene of the glans is important for health.

2noun (اسم)archaicplural (جمع): glanses

اسم — میوه بلوط

میوه بلوطبلوط

میوه بلوط (شامل کلاهک و دانه).

The nut of an acorn.

«سنجاب‌ها میوه بلوط را از درختان بلوط جمع می‌کنند.»

Squirrels gather glans from oak trees.

«میوه بلوط غذای حیات وحش را تامین می‌کند.»

The glans of an acorn provides food for wildlife.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000