بازگشت

glass

/ɡlɑːs/
1noun (اسم)common
شیشه

ماده‌ای سخت و شکننده، معمولاً شفاف یا نیمه‌شفاف، که با ذوب کردن ماسه با سودا و آهک ساخته می‌شود.

A hard, brittle substance, typically transparent or translucent, made by fusing sand with soda and lime.

«پنجره از شیشه ضخیم ساخته شده است.»

The window is made of thick glass.

«شیشه قابل بازیافت است.»

Glass can be recycled.

تفاوت با واژه‌های مشابه
paneشیشه پنجره

خاص. به طور خاص به یک تکه شیشه اشاره دارد که معمولاً در پنجره یا در استفاده می‌شود. «Glass» ماده است، «pane» یک شکل خاص. مثال: «شیشه پنجره شکست.»

Specific. Refers specifically to a single sheet of glass, typically used in a window or door. 'Glass' is the material, 'pane' is a specific form. 'The pane of glass in the window broke.'

crystalبلور

رسمی. اغلب به یک نوع با کیفیت بالا و بسیار شفاف از شیشه یا به مواد کریستالی طبیعی اشاره دارد. «Crystal» معمولاً گران‌تر و از نظر زیبایی‌شناختی دلپذیرتر است. مثال: «او لیوان‌های شراب بلور خرید.»

Formal. Often refers to a high-quality, very clear form of glass, or to naturally occurring crystalline substances. 'Crystal' is usually more expensive and aesthetically pleasing. 'She bought crystal wine glasses.'

2noun (اسم)common
plural (جمع): glasses
لیوانجام

یک ظرف نوشیدنی ساخته شده از شیشه.

A drinking vessel made of glass.

«لطفاً لیوانم را با آب پر کنید.»

Please fill my glass with water.

«او به طور تصادفی یک لیوان را انداخت.»

She accidentally dropped a glass.

تفاوت با واژه‌های مشابه
cupفنجان

رایج. «فنجان» یک اصطلاح کلی برای ظرف نوشیدنی است که اغلب دسته دارد و می‌تواند از مواد مختلفی (سرامیک، پلاستیک) ساخته شود. «لیوان» به طور خاص از شیشه ساخته شده و معمولاً بدون دسته است. مثال: «یک فنجان قهوه می‌خواهم.» در مقابل: «می‌توانم یک لیوان آب داشته باشم؟»

Common. A 'cup' is a general term for a drinking vessel, often with a handle, and can be made of various materials (ceramic, plastic). A 'glass' is specifically made of glass and usually without a handle. 'I'd like a cup of coffee.' vs. 'May I have a glass of water?'

tumblerلیوان بدون پایه

خاص. «Tumbler» نوعی لیوان نوشیدنی است که معمولاً بدون پایه یا دسته است و اغلب برای آب یا نوشیدنی‌های الکلی استفاده می‌شود. این یک دسته بندی خاص‌تر از «glass» است. مثال: «او ویسکی را در یک لیوان بدون پایه ریخت.»

Specific. A 'tumbler' is a type of drinking glass, typically without a stem or handle, often used for water or spirits. It's a more specific category of 'glass'. 'He poured whiskey into a tumbler.'

3noun (اسم)archaicplural (جمع): glasses
آینه

آینه. (استفاده منسوخ یا خاص، مثلاً 'looking-glass').

A mirror. (Archaic or specific usage, e.g., 'looking-glass').

«او به آینه نگاه کرد.»

He gazed into the looking-glass.

«شاهزاده تصویر خود را در آینه جادویی دید.»

The prince saw his reflection in the magic glass.

تفاوت با واژه‌های مشابه
mirrorآینه

رایج. «آینه» اصطلاح استاندارد برای سطح بازتابنده‌ای است که برای دیدن بازتاب خود استفاده می‌شود. «Glass» در این معنا به جز در ترکیبات خاص، تا حد زیادی منسوخ شده است. مثال: «او خود را در آینه دید.»

Common. 'Mirror' is the standard term for a reflective surface used for seeing one's own reflection. 'Glass' in this sense is largely archaic except in specific compounds. 'She looked at herself in the mirror.'

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000