go to someone's head
go to some·one's head/ɡoʊ tə ˈsʌmwʌnz hɛd/
1phrase (عبارت)informal
عبارت — کسی را مغرور کردن
کسی را مغرور کردنبه سر کسی زدن
کسی را آنقدر مغرور کردن که خود را مهمتر از دیگران بداند.
To make someone too proud or self-important.
«نگذار این تعریفها مغرورت کند.»
“Don't let the praise go to your head.”
«موفقیت او را مغرور کرد.»
“Success went to his head.”
2phrase (عبارت)informal
عبارت — زود مست کردن
زود مست کردنبه سر کسی زدن
باعث شدن الکل زود بر کسی اثر بگذارد و مستش کند.
To make someone feel drunk quickly.
«یک لیوان شراب زود او را مست کرد.»
“One glass of wine went to her head.”
«آبجو فوراً به سرش زد.»
“The beer went straight to his head.”