goof

/ɡuːf/
1verb (فعل)informalpast (گذشته): goofedpast participle (مفعولی): goofed-ing (حال): goofing3rd (سوم): goofs

فعل — اشتباه کردن

اشتباه کردنگاف دادن

اشتباه احمقانه یا ناپخته کردن.

To make a silly or careless mistake.

«او در ارائه اشتباه کرد.»

He goofed during the presentation.

«این کار مهم را خراب نکن.»

Don't goof this important task.

2noun (اسم)informalplural (جمع): goofs

اسم — اشتباه احمقانه

اشتباه احمقانهگاف

اشتباه احمقانه یا بی‌دقتی.

A silly mistake or blunder.

«آن اشتباه بزرگی از جانب او بود.»

That was a big goof on his part.

«او در گزارش گافی داد.»

She made a goof in the report.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000