verb (فعل)formalpast (گذشته): gradatedpast participle (مفعولی): gradated-ing (حال): gradating3rd (سوم): gradates
فعل — مرتب کردن تدریجی
مرتب کردن تدریجیمرحلبهمرحل کردن
به صورت تدریجی یا در مراحل، به ویژه در رنگ یا تن ترتیب دادن یا تغییر دادن.
To arrange or change by degrees or in a series of steps, especially in color or tone.
«هنرمند رنگها را به نرمی از روشن به تاریک تغییر داد.»
“The artist gradated the colors from light to dark smoothly.”
«پسزمینه برای ایجاد عمق به صورت تدریجی تغییر داده شده بود.»
“The background was gradated to give depth.”
تفاوت با واژههای مشابه
shade— سایه (رنگ)
رسمی. به تغییر تدریجی به ویژه در رنگ اشاره دارد.
Formal. Refers to variation often by degrees, especially in color.