guzzle

guz·zle/ˈɡʌz.əl/
verb (فعل)informalpast (گذشته): guzzledpast participle (مفعولی): guzzled-ing (حال): guzzling3rd (سوم): guzzles

فعل — سرکشیدن

سرکشیدنلم دادنحریصانه خوردن

چیزی را به سرعت و با ولع زیاد خوردن یا نوشیدن.

To drink or eat something greedily or quickly.

«او بعد از دویدن طولانی آبجو را با ولع نوشید.»

He guzzled the beer after the long run.

«بچه‌ها در مهمانی نوشابه را با اشتیاق خوردند.»

The kids guzzled the soda at the party.

تفاوت با واژه‌های مشابه
swillولگ زدن

غیررسمی. به معنی نوشیدن سریع و بدون کنترل است و بار منفی دارد. بیشتر زمانی جایگزین guzzle می‌شود که قصد تأکید بر بی‌نظمی باشد.

Informal. Means to drink quickly and without control, often with a negative connotation. Can replace 'guzzle' mainly when emphasizing messiness.

gulpقورت دادن

رایج. به معنی سریع قورت دادن است؛ شبیه guzzle اما بیشتر به بلعیدن سریع اشاره دارد.

Common. Refers to swallowing quickly and often in large amounts; similar to 'guzzle' but often focused on swallowing rather than overall greediness.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000