در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
یکی از دو قسمت مساوی که چیزی به آن تقسیم شده است.
One of two equal parts into which something is divided.
«او نصف کیک را خورد.»
“He ate half of the cake.”
«من نیم ساعت صبر کردم.»
“I waited for half an hour.”
متشکل از یکی از دو قسمت مساوی یک چیز.
Consisting of one of two equal parts of something.
«ما به نیم لیتر شیر نیاز داریم.»
“We need a half-liter of milk.”
«بطری نیمه پر است.»
“The bottle is half full.”