بازگشت

happen

hap·pen/ˈhæpən/
verb (فعل)common
past (گذشته): happenedpast participle (مفعولی): happened-ing (حال): happening3rd (سوم): happens
اتفاق افتادنرخ دادنپیش آمدن

اتفاق افتادن یا رخ دادن؛ به وجود آمدن.

To take place or occur; to come about.

«چه بلایی سر ماشینت آمد؟»

What happened to your car?

«امیدوارم امشب اتفاق بدی نیفتد.»

I hope nothing bad happens tonight.

تفاوت با واژه‌های مشابه
occurرخ دادن، واقع شدن. این کلمه رسمی‌تر است و اغلب برای رویدادها یا حوادث به کار می‌رود. «The event occurred last night» خوب است.
transpireواقع شدن، معلوم شدن. این کلمه رسمی و کمی ادبی است و گاهی به معنای «بعداً معلوم شدن» نیز به کار می‌رود. «It later transpired that...» کاربرد دارد.
متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000