have one's finger on the trigger

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

have one's fin·ger on the trig·ger/hæv wʌnz ˈfɪŋɡər ɑn ðə ˈtrɪɡər/
phrase (عبارت)informal

عبارت — آمادهٔ اقدام بودن

آمادهٔ اقدام بودندر کمین اقدام بودن

آمادهٔ اقدام ناگهانی و معمولاً تند یا خصمانه بودن.

To be ready to take sudden, often aggressive action.

«مدیر آماده است ناگهان اقدام کند.»

The manager has his finger on the trigger.

«آن‌ها هنگام مذاکره آمادهٔ اقدام فوری بودند.»

They had their finger on the trigger during talks.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000