have one's hands tied

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/hæv wʌnz hændz taɪd/
phrase (عبارت)common

عبارت — دست‌وبالش بسته بودن

دست‌وبالش بسته بودناختیار نداشتن

به‌دلیل مقررات یا شرایط، نتوانستن کاری انجام داد.

To be unable to act because rules, circumstances, or another person prevent it.

«مقررات شرکت دست‌وبالم را بسته است.»

My hands are tied by company policy.

«معلم اختیار انجام کاری نداشت.»

The teacher had her hands tied.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000