have one's head read

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/hæv wʌnz hɛd rɛd/
phrase (عبارت)informal

عبارت — دیوانه فرض شدن

دیوانه فرض شدننیازمند روان‌پزشک دانسته شدن

به‌طعنه دیوانه یا نیازمند معاینهٔ روان‌پزشکی دانسته شدن.

To be considered crazy or in need of psychiatric examination, often as an insult.

«برای گفتن آن حرف باید بروی روان‌پزشک.»

You should have your head read for saying that.

«گفتند او باید از نظر روانی معاینه شود.»

They said he needed his head read.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000