have other fish to fry

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

have oth·er fish to fry/hæv ˈʌðər fɪʃ tə fraɪ/
phrase (عبارت)informal

عبارت — کارهای مهم‌تری داشتن

کارهای مهم‌تری داشتنگرفتاری‌های دیگری داشتن

کارها یا مسئله‌های دیگری، معمولاً مهم‌تر، برای رسیدگی داشتن است.

To have other, usually more important, matters to deal with.

«الان نمی‌توانم درباره‌اش حرف بزنم؛ کارهای مهم‌تری دارم.»

I can't discuss it now; I have other fish to fry.

«تیم این ماه مسئله‌های مهم‌تری برای رسیدگی دارد.»

The team has other fish to fry this month.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000