در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
چراغی در جلوی وسیله نقلیه یا چراغی که روی سر بسته میشود و برای روشن کردن جاده یا مسیر پیش رو استفاده میشود.
A light on the front of a vehicle or a light worn on the head, used to illuminate the road or path ahead.
«چراغهای جلوی خودرو در مه به روشنی میدرخشیدند.»
“The car's headlamps shone brightly in the fog.”
«او برای کوهنوردی شبانه یک چراغ پیشانی به کلاه ایمنی خود بست.»
“He strapped a headlamp to his helmet for night climbing.”
بسیار رایج. 'چراغ جلو' تقریباً کاملاً با 'هدلایت' برای چراغهای خودرو قابل تعویض است. 'هدلایت' همچنین میتواند به چراغی اشاره کند که روی سر بسته میشود، که 'چراغ جلو' معمولاً اینگونه نیست. 'چراغهای جلویت را روشن کن' درست است، 'او هنگام غارنوردی هدلایت به سر داشت' درست است.
Very common. 'Headlight' is almost perfectly interchangeable with 'headlamp' for vehicle lights. 'Headlamp' can also refer to a light worn on the head, which 'headlight' typically does not. 'Turn on your headlights' works, 'He wore a headlamp while caving' works.
رایج (انگلیسی بریتانیایی). در انگلیسی بریتانیایی، 'مشعل' به یک چراغ قوه دستی اشاره دارد. 'هدلایت' چراغی است که به طور خاص برای پوشیدن روی سر طراحی شده و دستها را آزاد میگذارد. 'چراغ قوه را از کشو بردار' درست است، 'او برای پیادهروی به هدلایت نیاز داشت' درست است.
Common (British English). In British English, 'torch' refers to a handheld flashlight. A 'headlamp' is a light specifically designed to be worn on the head, making it hands-free. 'Grab the torch from the drawer' works, 'He needed a headlamp for the hike' works.