hold one's tongue
/hoʊld wʌnz tʌŋ/
phrase (عبارت)common
عبارت — زبان نگه داشتن
زبان نگه داشتنچیزی نگفتن
جلوی حرف زدن خود را گرفتن، بهویژه وقتی ممکن است حرفی انتقادی بزند.
To stop oneself from speaking, especially from saying something critical.
«مجبور شدم زبانم را نگه دارم.»
“I had to hold my tongue.”
«ساکت باش و گوش بده.»
“Hold your tongue and listen.”