holographically

ho·lo·graph·i·cal·ly/ˌhɒləˈɡræfɪkli/
holowhole, entiregraphto write or record-icpertaining to-alrelating to-lyin a manner
adverb (قید)technicaltype (نوع): manneradjective (صفت): holographicposition (جایگاه): end

قید — به صورت هولوگرافی

به صورت هولوگرافی

به روشی که مربوط به فرآیند هولوگرافی یا هولوگرام‌ها باشد.

In a manner relating to holography or holograms.

«تصویر به صورت سه‌بعدی هولوگرافی نمایش داده شد.»

The image was displayed holographically in 3D.

«داده‌ها به صورت هولوگرافی روی دیسک ذخیره می‌شوند.»

Data are stored holographically on the disc.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000