در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
صدایی که سم اسب هنگام برخورد با زمین ایجاد میکند.
The sound made by a horse's hoof hitting the ground.
«ما صدای سم اسبان در حال نزدیک شدن را از دور شنیدیم.»
“We heard the distant hoofbeats of horses approaching.”
«صدای ریتمیک سم اسب سکوت شب را پر کرد.»
“The rhythmic hoofbeat filled the quiet night.”