immemorial

im·me·mo·ri·al/ˌɪməˈmɔːriəl/
im-notmemorialremembered
adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): more immemorialsuperlative (عالی): most immemorial

صفت — قدیمی

قدیمیبسیار کهن

چنان قدیمی که از یاد یا سند تاریخی فراتر رفته باشد؛ بسیار باستانی.

Extending back beyond memory or record; very ancient.

«این سنت به زمان‌های بسیار قدیمی بازمی‌گردد.»

The tradition dates back to immemorial times.

«قوانینی که از دیرباز برقرار بوده‌اند.»

Rules that have been in place since immemorial.

تفاوت با واژه‌های مشابه
ancientباستانی

رایج. به معنای بسیار قدیمی، اغلب قابل جایگزین.

Common. Means very old, often interchangeable.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000