in a pickle

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

in a pick·le/ɪn ə ˈpɪkəl/
phrase (عبارت)informal

عبارت — در دردسر بودن

در دردسر بودنگرفتار شدن

در موقعیتی دشوار یا ناجور گرفتار بودن.

In a difficult or awkward situation.

«بدون کلیدهایم حسابی گرفتار شده‌ام.»

I am in a pickle without my keys.

«او در محل کار به دردسر افتاد.»

She got in a pickle at work.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000