in on

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ɪn ɑn/
phrase (عبارت)informal

عبارت — در جریان بودن

در جریان بودندست داشتن

از یک راز یا نقشه باخبر بودن یا در آن دخالت داشتن.

aware of or involved in a secret, plan, or activity

«مایا از غافلگیری خبر داشت؟»

Was Maya in on the surprise?

«آن‌ها مرا در جریان نقشه گذاشتند.»

They let me in on the plan.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000