in someone's face
in some·one's face/ɪn ˈsʌmwʌnz feɪs/
phrase (عبارت)informal
عبارت — توی صورت کسی بودن
توی صورت کسی بودنبه کسی چسبیدن
بهشکلی پرخاشگرانه و آزاردهنده خیلی به کسی نزدیک شدن.
very close to someone in an aggressive or confrontational way.
«خبرنگار پرخاشگرانه به بازیگر نزدیک شد.»
“The reporter got in the actor's face.”
«دست از سرزنش تند من دربارهٔ آن بردار.»
“Stop getting in my face about it.”