در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
پزشکی که در بیماریهای داخلی بزرگسالان تخصص دارد
A doctor who specializes in internal medicine, dealing with adult diseases
«متخصص بیماریهای داخلی بیماری قلبی او را تشخیص داد.»
“The internist diagnosed her heart condition.”
«او برای سرفه مداوم به متخصص داخلی مراجعه کرد.»
“She visited an internist for her persistent cough.”