isotopic

iso·top·ic/ˌaɪsəˈtɒpɪk/
iso-equal, sametopicrelated to place or position
adjective (صفت)technicalcomparative (تفضیلی): more isotopicsuperlative (عالی): most isotopic

صفت — ایزوتوپی

ایزوتوپیمرتبط با ایزوتوپ

مربوط به ایزوتوپ‌ها، گونه‌های اتمی که تعداد نوترون متفاوت دارند

Relating to isotopes, variants of elements with different neutron numbers

«تحلیل ایزوتوپی به تعیین منشا عناصر کمک می‌کند.»

Isotopic analysis helps determine element origins.

«برچسب‌گذاری ایزوتوپی مسیرهای مولکولی را دنبال می‌کند.»

Isotopic labeling tracks molecular paths.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000