italian

Ital·ian/ɪˈtæljən/
Ital-relating to Italy-ianfrom / relating to
1adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more Italiansuperlative (عالی): most Italian

صفت — ایتالیایی

ایتالیایی

مربوط به ایتالیا، مردم آن یا زبان آن.

Relating to Italy, its people, or its language.

«او غذای ایتالیایی، به خصوص پاستا، را دوست دارد.»

He loves Italian food, especially pasta.

«او در حال یادگیری زبان ایتالیایی است.»

She is learning the Italian language.

2noun (اسم)commonplural (جمع): Italians

اسم — ایتالیایی (فرد)

ایتالیایی (فرد)

یک بومی یا ساکن ایتالیا، یا فردی با تبار ایتالیایی.

A native or inhabitant of Italy, or a person of Italian descent.

«ایتالیایی‌ها به مهمان‌نوازی‌شان معروف هستند.»

The Italians are known for their hospitality.

«او با یک ایتالیایی اهل رم ازدواج کرد.»

She married an Italian from Rome.

3noun (اسم)common

اسم — زبان ایتالیایی

زبان ایتالیایی

زبان رومیایی که در ایتالیا صحبت می‌شود.

The Romance language spoken in Italy.

«آیا ایتالیایی صحبت می‌کنید؟»

Do you speak Italian?

«او در دانشگاه ادبیات ایتالیایی خواند.»

She studied Italian literature at university.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000