در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
خوراکی متشکل از قطعات کوچکی از گوشت که روی سیخ کباب شدهاند.
A dish of small pieces of meat grilled on a skewer.
«ما شام کباب خوردیم.»
“We ate kebob for dinner.”
«او کباب را روی باربیکیو کباب کرد.»
“She grilled kebob on the barbecue.”
روزمره. املا استاندارد؛ کباب برای آمریکای شمالی بیشتر استفاده میشود.
Everyday. Standard spelling; kebob mostly used in North America.