keep one's mouth shut

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/kiːp wʌnz maʊθ ʃʌt/
phrase (عبارت)informal

عبارت — دهان بسته نگه داشتن

دهان بسته نگه داشتنسکوت کردن

چیزی نگویی، به‌ویژه برای فاش نکردن اطلاعات یا جلوگیری از دردسر.

To say nothing, especially to avoid revealing information or causing trouble.

«او دربارهٔ جلسه چیزی نگفت.»

He kept his mouth shut about the meeting.

«اگر مطمئن نیستی، سکوت کن.»

Keep your mouth shut if you are unsure.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000