kick to the curb

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/kɪk tə ðə kɜrb/
phrase (عبارت)informal

عبارت — طرد کردن

طرد کردنکنار گذاشتن

کسی یا چیزی را کنار گذاشتن، طرد کردن یا دور انداختن.

To reject, abandon, or get rid of someone or something.

«او پس از آن دروغ، وی را طرد کرد.»

She kicked him to the curb after the lie.

«ما سیاست قدیمی را کنار گذاشتیم.»

We kicked the old policy to the curb.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000