kif

/kɪf/
noun (اسم)informal

اسم — کیف (حشیش)

کیف (حشیش)

نوعی آماده‌سازی برگ‌ها و گل‌های گیاه حشیش که معمولاً کشیده می‌شود.

A preparation of cannabis leaves and flowers, often smoked.

«او به همراه کیف دستگیر شد.»

He was arrested with kif in his possession.

«کیف معمولاً در کشورهای شمال آفریقا مصرف می‌شود.»

Kif is commonly used in North African countries.

تفاوت با واژه‌های مشابه
hashishحشیش

غیررسمی. ماده‌ای مشابه با کاربرد مشابه در زبان محاوره.

Informal. Similar substance, sometimes interchangeable in casual speech.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000