در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
نوعی آمادهسازی برگها و گلهای گیاه حشیش که معمولاً کشیده میشود.
A preparation of cannabis leaves and flowers, often smoked.
«او به همراه کیف دستگیر شد.»
“He was arrested with kif in his possession.”
«کیف معمولاً در کشورهای شمال آفریقا مصرف میشود.»
“Kif is commonly used in North African countries.”
غیررسمی. مادهای مشابه با کاربرد مشابه در زبان محاوره.
Informal. Similar substance, sometimes interchangeable in casual speech.