در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
افرادی که از طریق خون یا ازدواج با شما مرتبط هستند؛ خانواده یا خویشاوندان.
One's family or relatives by blood or marriage.
«بسیاری از خویشاوندانش در همان شهر زندگی میکنند.»
“Many of her kin live in the same town.”
«او همه خویشاوندانش را به عروسی دعوت کرد.»
“He invited all his kin to the wedding.”
روزمره. تقریباً همیشه قابل جایگزینی با kin است اما کمی رسمیتر و بیشتر در متون حقوقی یا رسمی استفاده میشود.
Everyday. Almost always interchangeable with 'kin' but slightly more formal and common in legal or formal contexts.
روزمره. در مکالمات عادی قابل جایگزینی است اما family ممکن است به اعضای نزدیک خانواده اشاره کند، در حالی که kin معمولاً به اقوام گستردهتر دلالت دارد.
Everyday. Interchangeable in casual speech but 'family' can also mean the immediate household, whereas 'kin' often refers to extended relatives.
مرتبط از طریق خون یا پیوندهای خانوادگی.
Related by blood or family ties.
«آنها از گروههای خویشاوندی در آن منطقه هستند.»
“They come from kin groups in the region.”
«روابط خویشاوندی برای ارث بسیار مهم بودند.»
“Kin relations were important for inheritance.”
روزمره. در بیشتر مواقع میتواند جایگزین kin شود اما وسیعتر و تنها به خانواده محدود نیست.
Everyday. Can replace 'kin' in most contexts but is broader and not specific to family only.