kinfolk

kin·folk/ˈkɪn.foʊk/
kinfamily, relativesfolkpeople
noun (اسم)informalplural (جمع): kinfolk

اسم — خویشاوندان

خویشاونداناقوام

اعضای خانواده یا بستگان، به‌ویژه خانواده گسترده.

One’s relatives or family members, especially extended family.

«تمام خویشاوندانم برای جشن ملاقات جمع شدند.»

All my kinfolk gathered for the reunion.

«او خانواده‌اش را به عروسی دعوت کرد.»

She invited her kinfolk to the wedding.

تفاوت با واژه‌های مشابه
relativesبستگان

کلمه رایج برای اعضای خانواده فراتر از خانواده نزدیک. اغلب قابل جایگزین با kinfolk است.

Common everyday word for family members beyond the immediate family. Often interchangeable with kinfolk.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000