در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
دسته یا کلید گرد که برای کنترل یا کار کردن چیزی چرخانده یا کشیده میشود.
A rounded handle or control switch that is turned or pulled to operate something.
«دسته را بچرخان تا در باز شود.»
“Turn the knob to open the door.”
«دسته صدا گیر کرده و حرکت نمیکند.»
“The volume knob is stuck and won’t move.”
معمولی. برای بخشی که دست گرفته یا چرخانده میشود به کار میرود، اما knob به گرد بودن اشاره دارد؛ برای مثال، knob کمد دستهای گرد است.
Common. Used broadly for parts you hold or turn, though 'knob' implies roundness specifically; for example, a cabinet knob is a small round handle.
رسمی. معنای خاص چرخندههای شمارهدار مثل رادیو یا اجاق را دارد و در این موارد میتواند جایگزین knob شود.
Formal. Refers specifically to numbered rotating controls like on a radio or oven but can replace ‘knob’ in those contexts.