در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
دیوانه یا عجیب به شکل بامزه یا دلپذیر.
Crazy or eccentric in a fun or affectionate way.
«او کمی عجیب و بامزه است ولی خیلی مهربان.»
“She’s a bit kookie but very kind.”
«برای من آن ایده کمی دیوانهوار به نظر میرسد.»
“That idea sounds kookie to me.”
غیررسمی. معنای مشابه ولی کمتر دوستداشتنی؛ معمولاً برای ویژگیهای شخصیتی گفته میشود.
Informal. Similar meaning but possibly less affectionate; often refers to personality traits.