lab rat

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ˈlæb ræt/
noun (اسم)informalplural (جمع): lab rats

اسم — موش آزمایشگاهی

موش آزمایشگاهیپژوهشگر آزمایشگاهی

کسی است که موضوع آزمایش می‌شود یا بیشتر وقتش را صرف پژوهش در آزمایشگاه می‌کند.

A person used as a subject in experiments, or someone who spends much time doing laboratory research.

«داوطلبان احساس می‌کردند موش آزمایشگاهی هستند.»

The volunteers felt like lab rats.

«او در دورهٔ تحصیلات تکمیلی بیشتر وقتش را در آزمایشگاه می‌گذراند.»

She became a lab rat during graduate school.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000