label

la·bel/ˈleɪbəl/
1noun (اسم)commonplural (جمع): labels

اسم — برچسب

برچسبلیبل

کاغذ یا برچسبی که اطلاعاتی را به چیزی وصل می‌کند.

A piece of paper or tag with information attached to something.

«برچسب مواد تشکیل‌دهنده را نشان می‌دهد.»

The label shows the ingredients.

«لطفاً قبل از استفاده برچسب را بخوانید.»

Please read the label before use.

تفاوت با واژه‌های مشابه
tagبرچسب

معنی مشابهی دارد؛ tag معمولاً کوچکتر یا ساده‌تر از label است.

Similar in meaning; tag is often smaller or simpler than label.

2verb (فعل)commonpast (گذشته): labeledpast participle (مفعولی): labeled-ing (حال): labeling3rd (سوم): labels

فعل — برچسب زدن

برچسب زدننام‌گذاری کردن

چسباندن برچسب به چیزی یا دسته‌بندی کردن آن.

To attach a label to something or categorize it.

«او همه جعبه‌ها را برچسب زد.»

She labeled all the boxes.

«برچسب زدن به افراد بر اساس کلیشه‌ها نکنید.»

Don't label people based on stereotypes.

تفاوت با واژه‌های مشابه
tagبرچسب زدن

معنی مشابه دارد؛ tag معمولاً ساده‌تر یا غیررسمی‌تر از label است.

Similar meaning; tag is often simpler or informal compared to label.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000