latigo

lat·i·go/ˈlætɪˌɡoʊ/
noun (اسم)technicalplural (جمع): latigos

اسم — لاتایگو

لاتایگوبند سینه بند

یک تسمه که در زین‌های وسترن برای اتصال سینه بند به حلقه اتصال استفاده می‌شود.

A strap used on a Western saddle to attach the cinch to the rigging dee.

«سوارکار قبل از سوار شدن به اسب، لاتایگو را بررسی کرد.»

The rider checked the latigo before mounting the horse.

«یک لاتایگوی با کیفیت برای ایمنی سوارکار ضروری است.»

A good quality latigo is essential for rider safety.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000