lead with one's chin

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/liːd wɪð wʌnz tʃɪn/
phrase (عبارت)informal

عبارت — خود را در معرض خطر گذاشتن

خود را در معرض خطر گذاشتندردسر طلبیدن

طوری رفتار کردن که آدم خود را در معرض انتقاد، حمله یا دردسر قرار دهد.

To behave in a way that invites criticism, attack, or trouble.

«او در مصاحبه طوری حرف زد که خودش را هدف انتقاد قرار داد.»

He led with his chin during the interview.

«نوشتن آن نظر یعنی خودت را در معرض دردسر گذاشته‌ای.»

Posting that comment is leading with your chin.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000