living proof

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

liv·ing proof/ˈlɪvɪŋ pruːf/
noun (اسم)common

اسم — دلیل زنده

دلیل زندهگواه روشن

شخص یا چیزی که وجودش به‌روشنی ثابت می‌کند حرفی درست است.

A person or thing whose existence clearly proves that something is true.

«او گواه زنده‌ای است که بهبودی ممکن است.»

She is living proof that recovery is possible.

«این باغ گواه روشنی از زحمت آن‌هاست.»

This garden is living proof of their hard work.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000