long-term

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ˌlɒŋˈtɜːrm/
long-covering a great lengthtermperiod of time
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more long-termsuperlative (عالی): most long-term

صفت — بلندمدت

بلندمدتدرازمدت

گسترده یا مربوط به دوره زمانی طولانی.

Extending over or relating to a long period of time.

«آن‌ها سرمایه‌گذاری بلندمدتی انجام دادند.»

They made a long-term investment.

«برنامه‌ریزی درازمدت برای موفقیت ضروری است.»

Long-term planning is essential for success.

تفاوت با واژه‌های مشابه
durableپایدار

رسمی. بر پایداری تأکید دارد و در متن‌های فنی یا برنامه‌ریزی جایگزین است.

Formal. Emphasizes lasting quality, replacing long-term in technical or planning contexts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000