در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
به صورت کند، سنگین و دستوپا شکسته حرکت کردن
Moved in a slow, heavy, and clumsy way
«فیل با سنگینی از جنگل گذشت.»
“The elephant lumbered through the forest.”
«او با زحمت کیسه سنگین را بالا برد.»
“He lumbered upstairs carrying the heavy bag.”