lymphocytic

lym·pho·cyt·ic/ˌlɪmfəʊˈsɪtɪk/
lympho-lymph-cyt-cell-icpertaining to
adjective (صفت)technicalcomparative (تفضیلی): more lymphocyticsuperlative (عالی): most lymphocytic

صفت — لنفوسیتی

لنفوسیتیمربوط به لنفوسیت

مربوط به لنفوسیت‌ها (نوعی گلبول سفید خون) یا مشخصه آن‌ها.

Relating to, involving, or characterized by lymphocytes (a type of white blood cell).

«بیوپسی نفوذ لنفوسیتی را نشان داد.»

The biopsy revealed lymphocytic infiltration.

«لوسمی لنفوسیتی گلبول‌های سفید خون را تحت تأثیر قرار می‌دهد.»

Lymphocytic leukemia affects white blood cells.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000