mainliner

main·lin·er/ˈmeɪnˌlaɪnər/
mainlineprimary, major route or system-erone who performs or is associated with
noun (اسم)informal

اسم — تزریق‌کننده مواد مخدر

تزریق‌کننده مواد مخدراعتیاد به تزریق

فردی که به‌طور منظم مواد مخدر را وریدی مصرف می‌کند.

A person who uses intravenous drugs regularly.

«او معتادی بود که به تزریق مواد مخدر وابسته بود.»

He was a mainliner struggling with addiction.

«تزریق‌کنندگان مواد بیشتر در معرض برخی عفونت‌ها هستند.»

Mainliners are at higher risk of certain infections.

تفاوت با واژه‌های مشابه
injectorتزریق‌کننده

اصطلاح غیررسمی رایج برای کسی که مواد تزریقی مصرف می‌کند، مشابه اما کمتر بار منفی دارد.

Common informal term for one who injects drugs, similar in meaning but less stigmatized.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000