make (an) impression

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

make an im·pres·sion/meɪk ən ɪmˈprɛʃən/
phrase (عبارت)common

عبارت — تأثیر گذاشتن

تأثیر گذاشتنبرداشت ایجاد کردن

باعث شدن دیگران برداشت مشخصی از کسی یا چیزی پیدا کنند.

to cause people to form a particular opinion about someone or something

«او در مصاحبه تأثیر خوبی گذاشت.»

She made a good impression at the interview.

«مهربانی او بر ما اثر گذاشت.»

His kindness made an impression on us.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000