make haste slowly

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

make haste slow·ly/meɪk heɪst ˈsloʊli/
phrase (عبارت)literary

عبارت — آهسته و پیوسته رفتن

آهسته و پیوسته رفتنبا دقت عجله کردن

با دقت پیش رفتن تا عجله باعث اشتباه نشود.

To work carefully rather than rushing and making mistakes.

«هنگام سیم‌کشی خانه، با دقت و بدون شتاب کار کن.»

When wiring the house, make haste slowly.

«جراح به یاد داشت که با دقت پیش برود.»

The surgeon remembered to make haste slowly.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000