map

/mæp/
noun (اسم)commonplural (جمع): maps

اسم — نقشه

نقشهخرائط

نمایش تصویری از یک منطقه که ویژگی‌ها و مکان‌ها را نشان می‌دهد.

A visual representation of an area showing geographic features and locations.

«او نقشه را بررسی کرد تا کوتاه‌ترین مسیر را پیدا کند.»

She studied the map to find the shortest route.

«نقشه همه شهرهای بزرگ کشور را نشان می‌دهد.»

The map shows all the major cities in the country.

تفاوت با واژه‌های مشابه
chartنقشه

رسمی/فنی. معمولاً برای نقشه‌های تخصصی مانند نقشه دریایی یا هواشناسی استفاده می‌شود و در صحبت روزمره جایگزین map نمی‌شود.

Formal/technical. Often used for specialized maps like nautical or meteorological charts. Not interchangeable with 'map' in everyday speech.

atlasاطلس

رسمی. مجموعه‌ای از نقشه‌ها به صورت کتاب. قابل جایگزینی با یک نقشه واحد نیست.

Formal. A collection of maps in book form. Not interchangeable with a single map.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000